مکاتب فلسفی وتعلیم وتربیت(43) اگزیستانسیالیسم،جایگاه متافیزیک "کارل یاسپرس"
كارل ياسپرس(Karl Jaspers) يكي دیگراز اندیشمندان بزرگ اگزيستانسياليسم ویابهتربگوییم از معماران این مکتب فکری-فلسفی است.اندیشه های این فیلسوف اگزیستانسیلیستی به دلیل شباهت بااندیشه های عرفاء اسلامی به ویژه درمورد"خدا،انسان وهستی(جهان) ، دست کم درهمین موارد یادشده بااقبال بسیاری ازطرف اندیشمندان ما واقع شده است.
درآغازاجمالاً نظراوزادرموردانسان موردبررسی قرارمی دهیم.یاسپرس انسان راموجودی متعالی می داندکه درتلاش است تادرمسیرهستی وزندگی اش به "خود اصیل"دست یابد.ازنظراو"انسان "و"هستی"اوغیرقابل شناسایی است اماوقتی می توان از"هست"بودنش آگاه شدکه وی درحال تصمیم گیری وانتخاب باشد.
یاسپرس برای "وجود exsist" انسان مراتبی راقائل است.
1- مرتبه "وجودتجربی"که ازآن به عنوان "Dasein """دازاین" تعبیرمی کندکه دراین مرحله چیزی برای انسان دارای حقیقت است که باامیالش سازگارباشد.
2- مرتبه هوشیاری انتزاعی " Abstract consciousness " یابه تعبیری همان "آگاهی کلی"، مرتبه ای ازوجودانسان است که اوبه جهان اطراف خودشناخت وآگاهی پیدامی کند.
3- مرتبه روح " Spirit "است که انسان دراین مرحله به سمت جامعیت وکلیت تجارب حرکت می کند
4- مرتبه نهایی که ازآن به عنوان" هستی "یادمی کندوآن بالاترین مرتبه وجوی انسان است که قابل شناخت نیست اماقابل تجربه است .یعنی درسایه آزادی عمل قابل حصول است
خداوایمان به او
درموردایمان وخدا ،یاسپرس دارای اندیشه ای متفاوت بادیگرهم مسلکان خوداست.اونه به مسیحان معتقد ونه به ملحدان تعلق دارد. درواقع وی اگرچه خداباوراست اما معتقدبه دین نیست.به عبارت بهتردراندیشه یاسپرس خداوایمان به او،باوری فلسفی است.ایمانی که نشات گرفته ازآزادی وانسانیت انسان است نه از"وحی"یاباورهای دینی.
یاسپرس دراندیشه های خوداز"خدا"به عنوان "تعالی"یا"متعالی Transcendence"یادمی کند.ازدیدگاه سپرس باوربه خدانیازبه هیچ دلیل الزام آور یاقابل ادراک به وسیله تجارب حسی نیست وچون غیرقابل دیدن است بنابراین فقط می توان به او"ایمان"آورد.
(رک: ص 45 کتاب Jaspers, Karl, (1954), Way to Wisdom: An Introduction to Philosophy,Translated by Ralph Manheim, New Haven: Yale University Press)
ازنظریاسپرس "هست بودن"خداامری است مسلم امادرک این هستی نه بادرک عقلی بلکه با درک شهودی میسراست.اماازنظراین که خدا"چیست"یا"ماهیتش"چگونه است معتقداست رسیدن به این شناخت غیرممکن ودست نایافتنی است.
دراین جامی بینیم یاسپرس ،ماننداغلب خداباوران اگزیستانسیلیسم خداراشی ای نمی داندکه قابل شناسایی باشد بنابراین "خدا"برای یاسپرس ،موضوعی برای ایمان است نه موضوعی برای شناخت عقلانی.برای یاسپرس خداباوری نیازمند توجه به "رمزهاونشانه ها "داردکه آنهم ازطریق شهودمیسراست.شهودی که امری فردی و،رابطه ای شخصی است،بنابراین غیرقابل انتقال به دیگری.
به نظرمی رسددراین جا اندیشه ی اوبادرک شهودی "عرفا اسلامی" ازامورتلاقی پیدامی کند.به این معنا که آیات ونشانه هایی که دراندیشه ی عرفانی وعرفابرای شناخت خداوندکافی دانسته می شوددرنظریاسپرس به "رمز ونشانه "هاتعبیرشده است.
یاسپرس معتقداست برای ارتباط باخدانمی توان به طورمستقیم رابطه برقرارکرد،بنابراین نیازبه واسطه هایی داریم .این واسطه هاورابط ها،ازنظریاسپرس همان ،جهان "پدیدار"باتمام مظاهرطبیعی خود است
ازنظریاسپرس "رابطه ی باخدا" مهم تراز"اثبات "کردن آن است لذانمی توان ازوحی وشریعت اورامعرفی کردبنابراین تلاش برای فهم این ذات متعالی موضوعیت نداردبلکه آن چه مهم است کوششی است که برای برقرای ارتباط باان امر"متعالی"صورت می پذیرد.
بنابراین ازنظریاسپرس خدارانمی توان شناخت بلکه تنهابایدبه اوایمان واعتقادداشت.یعنی باوربه خدابه ایمان نیازدارد ومنبع ایمان،آزادی است ومنبع آزادی خداست.لذامی بینیم آگاهی ازاین شناخت ازنظریاسپرس ،اطمینان ازوجودخداست.
اومفهوم آزادی انسان بذون خدا،یااستقلال اوازاراده ی الهی را،مفهومی ناچیزوبی مقداراست.بنابراین معتقد است فقط (خدا) یااستعلا مي تواندبه اين زندگي مشكوك سامان بخشد و جهان را زيبا كند و خود هستي را به تحقق رساند.
(برای فهم جامع ترمی توان به کتاب :خدا و انسان در فلسفه یاسپرس،( ۱۳۸۳) نصری - عبدالله،نشر : تهران"مراجعه کرد)