تحول واصلاحات درآموزش وپرورش (1)
تحول در نظام آموزشوپرورش کاری است که فقط ازعهده ی وزارت برنمی آیدواین در حالی است که وزارت آموزشوپرورش اعلام کرده نظام آموزشی کشور در سال تحصیلی آینده باز هم تغییر میکند :یعنی از 3-3-6 به 3-3-3-3.
معلوم نیست چراباوجوداین که معلمان و دانشآموزان هنوز از پیچوخمهای ششسالهشدن دوره آموزش ابتدایی در ایران عبور نکردهاند آموزشوپرورش بازمی خواهد از سال تحصیلی آینده درفلک تعلیم وتربیت شکاف ایجادکندو طرح نو دراندازد
متاسفانه وزیر آموزشوپرورش درتوجیه کارهای خودسرانه خویش پارا از این هم فراتر گذاشته و اقدامات حوزه ی وزارتش در آموزشوپرورش و مدرسهسازی را «رنسانسی» خواند که نتایج آن 10 سال بعد روشن میشود.!!!
این سخنان درحالی بیان می شودکه آموزشوپرورش همواره یکی از چالشبرانگیزترین وزارتخانههابه ویژه دردولت روبه پایان ،یه شمارمی آمد.چالش هایی چون:
- اجرای شتاب زده ی طرح تحول آموزشی در مدارس که به طرح 3-3-6
- آتشسوزی مکرر بخاریهای نفتی در مدارس
- واژگون شدن مرتب اتوبوسهای راهیان نور
-اعتراض معلمان در پرداخت با تاخیر مطالبتشان
وحالا ازاجرای طرح دو دوره سهساله ابتدایی در مدارس کشور (3-3)
براساس این طرح که 30درصدازمدارس ابتدایی کشوررادربرخواهدداشت، دانشآموزان اول تا سوم ابتدایی به یک دوره و از چهارم تا ششم ابتدایی نیز به یک دوره دیگر تقسیم میشوند واین درحال است که چراباوجودعدم ساماندهی فضا و نیروی انسانی مناسب، وعدم آمادگی و اختصاص مدارس جداگانهای برای این دانشآموزان بازبرطبل چنین طرح هایی باید کوبیدوآن رااجراکنند.
اگرچه ظاهراًاین طرح ادامه یاشکل تکامل یافته ی طرح 3-3-6 است. اماقابل ذکراست که خودطرح 6-3-3 هم طرحی شتابزده و بدون فراهم کردن زیرساختها و آموزش کافی معلمان بودکه به اصرار وزیراجرا شده و مشکلات متعددی را در ساختار نظام آموزشی ایجاد کرده است.
بایداذعان داشت تقسیم دوره ششساله ابتدایی به دو دوره سهساله به معنای شکست خوردن طرح 6-3-3و عقبنشینی آموزشوپرورش در اجرای آن است. واین درحالی است که در سند جامع تحول آموزشوپرورش نظام آموزشی در چهار دوره سهساله دیده شده، اما می بینیم در هیچ مقطعی در شورایعالی فرهنگی اجرای نظام 3-3-6 به تصویب نرسید و اقدام آموزشوپرورش چیزی جزاجرای عجولانه این طرح وایجاد مشکلاتی دراین رابطه نیست.
جای تاسف است که می بینیم مسئولان پس از اینکه از اجرای طرح ششساله کردن دوره آموزشوپرورش نتیجه قابل قبولی نگرفته اند حالا اقدام به اجرای این طرح می کنند و نتیجه این برنامههای شتابزده چیزی جزنگرانی و دلسردی خانوادهها و سرگردانی معلمان و مشکلات بیشتر برای نظام آموزشی نخواهدبود.زیرا ، اجرای این طرح نیازمند جداسازی دانشآموزان در فضاهای آموزشی و مدارس جداگانه است در حالی که اکنون چنین امکانی در مدارس وجود ندارد.
شایدبیان گرددکه این طرح برای نظام آموزشی مقطع ابتدایی، تنها در بخشی از مدارس کشور اجرا میشود که این موضوع هم مورد انتقاد است. زیرا اینکه درصدی از آموزشوپرورش را با یک نظام جدید و بخشی را با نظام دیگری آموزش دهیم می تواندمشکلات جدیدی رادرنوع خودایجاد خواهدکرد.
از سوی دیگر نظام تربیتی کشورهنوزحل مشکلاتی که درراستای اجرای طرح 3-3-6 ایجادشده است را لاینحل گذاشته است پس چگونه است
که به فکراجرای طرح جدیددیگری برآمده است!
مشکلاتی چون :
- قرارگرفتن دانشآموزان سال ششم در کنار دانشآموزان سال اول.
- شلوغ شدن دبستانها است در حالی که تعداد زیادی از کلاسهای مقطع اول راهنمایی پس از اجرای این طرح خالی ماندند.
-اختلاف سنی، جسمی، روحی و روانی زیاد بین پایههای ابتدایی، پایه اول تا پایه ششم
- نادیده گرفتن مشکل توانایی آموزگاران ابتدایی برای آموزش تعداد متنوع کتابهای درسی
-پیشبینینشدن امکانات مورد نیاز چون رایانه برای تدریس
درسهایی چون کتاب و کامپیوتر و...
-عدم تناسب کتب
تالیفی باسن دانش آموز(برای
مثال، در نخستین سال انتشار کتاب ریاضی، مباحثی را دربرداشت که متناسب با سن 10سالگی نبود. فصل اول (کسر متعارفی)،
فصل دوم (عددهای اعشاری)، فصل سوم (اندازهگیری طول و زاویه)، فصل چهارم (عددهای تقریبی)، فصل
پنجم (تناسب و درصد)، فصل ششم (آمار و احتمال)، فصل هفتم (مقایسه و اندازهگیری
سطح) و فصل هشتم (مختصات و عددهای صحیح) فصول کتاب ریاضی ششم دبستان است که نام
عناوین، خود به وضوح میرساند چه در کتاب آمده است.
ویااین که کتاب کارو فناوری کتابی بود که
کارهای کامپیوتری، کشاورزی و موارد دیگری را دربرداشت که همان کتاب حرفهوفن سابق
بود و به حتم نیاز به سایت و کارگاه داشت. این قضیه، در صورتی بود که خیلی از
مدارس پنج کلاسه، حتی گنجایش ایجاد کلاس ششم را هم نداشتند چه برسد به کارگاه و
سایت.)
شایدیکی ازدلایل این مشکلات این بوده است که بیشتر نویسندگان کتابهای درسی،از اساتید دانشگاه بودند، یعنی عملاً می بینیم ازکسانی استفاده شده که چندان اطلاعی از چگونگی اوضاع مدارس،دانش آموزان و تالیف صحیح کتابهای درسی ندارند. همین اتفاق سبب میشود تا این کتابها گاه از سوی معلمان تدریس نشود و در مقابل، به جزوهگویی مشغول شوند.
اگربه این مشکلات، اذعان وزیررااضافه کنیم بربی ملاحظگی ها بهترپی می بریم .آنجا که گفته:
"سرانه در نظر گرفته شده برای مدارس 70
میلیارد تومان است که این مبلغ کفاف هزینهها را نمیدهد... تنها برای هزینه آب، گاز و
برق مدارس نیاز به 250 میلیارد تومان
است و اگر 250 میلیارد دیگر نیز برای باقی امور در نظر بگیریم حداقل به سرانهای
500 میلیاردی نیاز است... وقتی پول بدستمان میرسد، اول باید حقوق را بدهیم و
مابقی آن را به صورت قطره چکان در اختیار باقی بخشها و نیازها قرار میدهیم."
حال اگربرآنچه
که وزیربیان داشته اند مبلغ بدهی وزارت درخصوص بیمه های طلایی سال گذشته یعنی چیزی
پیرامون 200 تا 300 میلیارد تومان رااضافه کنیم (یعنی یک میلیون فرهنگی،با میانگین
نفری 200 تا 300 هزار تومان
)ویا از بدهی دیگر وزارت خانه به مدیران و معاونان و دیگر نیروهای اجرایی مدرسه
سخن گفت که آن هم نزدیک به یک سال است که پرداخت نشده،( میانگین آن برای هر نفر
پیرامون یک میلیون تومان است.)براوضاع اسفناک
نظام تعلیم وتربیت درآستانه ی طرح جدید
3-3-3-3بیشترواقف می گردیم.
ازدیگرسودر چند سال اخیر،افزایش
حقوق سالیانه ی فرهنگیان،کمتر از نصف تورم واقعی انجام گرفته که قدرت خرید آنها را
به شدت کاهش داده است. روشن است که این واقعیت ملموس،تا چه اندازه بر انگیزه ی
کاری آموزگاران،موثر افتاده و می افتد.
بانگاه به اوضاع درونی وبیرونی مدارس بازمی بینیم وضع کم وبیش ازنظروخامت به همین گونه است.به این معنی که مواجه با کمبودهای مالی
فراوان، مدیران و آموزگاران رامجبورکرده تا به روش های گوناگون ازجمله کلاس های
خصوصی ،فوق برنامه و...ازجیب دانش آموزان و
خانواده ها پول گرفته شود تا هزینه ی شخصی یامالی مدارس تآمین گردد.!!
به راستی چگونه می توان با این همه کمبود مالی ومشکلات در آموزش و پرورش ازتغییریا تحول سخن گفت؟ آیا به راستی این واقعیت ها با هم سازگارند؟
" انگاربرسیستم آموزش و پرورش ما موسیقی "پت و مت" را گذاشته اند که مسئولان با آزمایش وخطا درپیشبردسیاست هایشان قدم برمی دارند !!!!